Tuesday, October 11, 2005

روزگاری در شهر دوردستی به نام ویرانی پادشاهی حکومت می کرد که هم توانا بود و هم دانا .مردمان از توانایش میترسیدند و به سبب دانایش دوستش میداشتند.
در میان این شهرچاهی بود که آب سرد و زلالی داشت و همه مردم شهر از آن می نوشیدند حتی پادشاه ودرباریانش.زیرا که چاه دیگری نبود.
یک شب هنگامی که همه در خواب بودند جادوگری وارد شهر شد و هفت قطره از مایه شگفتی درچاه ریخت و گفت :از این ساعت به بعد هر که از این آب بنوشد دیوانه میشود .
بامداد فردا همه ساکنان شهر بجز پادشاه و وزیرش از چاه آب نوشیدند و دیوانه شدند چنان که جادوگر گفته بود.
آن روز مردمان در کوچه های باریک ودر بازارها کاری نداشتند جز اینکه با هم نجوا کنند "پادشاه ما دیوانه است.پادشاه ما و وزیرش عقلشان را از دست داده اند.یقین است که مانمیتوانیم به حکومت پادشاه دیوانه تن در دهیم.باید اورا سرنگون سازیم."
آن شب پادشاه فرمود تا یک جام زرین از آب چاه پر کنند .وقتی که جام را آوردند از آن نوشید و به وزیرش دادتا اوهم بنوشد.
از آن شهر دوردست ویرانی غریو شادمانی برخاست زیراکه پادشاه و وزیرش عقلشان را بازیافته بودند.

کتاب: دیوانه
نویسنده: جبران خلیل جبران
یاحق
محمدبهزادفرازنده

Monday, October 10, 2005

داستان

سلام دوستان انشاا... که عبادات همه مرد قبول درگاه خداوند باشه.من چند وقت پیش یه کتاب خوندم به اسم دیوانه که نوشته جبران خیل جبران نویسنده لبنانی هستش .میخوام چندتا از داستانهاش رو که خودم هم تجربه کردم براتون بنویسم .اگر کسی نظری داشت میتونه برام ایمیل بزنه.

یا حق
محمدبهزاد فرازنده

Wednesday, October 05, 2005

زبان


سلام دوستان
امروز بعد ازحدود یک هفته تاخیر موفق شدم دوباره مطلب جدید در وبلاگ بنویسم.
امروز روز اول ماه مبارک رمضان است حتما همه شما بهتر از من به فضائل این ماه آشنا هستید. مطلبی که بنظرم میرسه برای شروع این ماه بگم راجع به زبان هستش . میخوام یه قراری رو که با خودم گذاشتم به شما هم بگم .من با خودم قرار گذاشتم سعی کنم زبانم از گفتن حرفهای بیهوده و عبث نگه دارم .بنظر من غیر از اینکه مردم باید از دست زبان آدم در امان باشن و زبان رو از غیبت ودروغ باید نگه داریم باید از حرف بیهوده هم نگه داریم .علت اول که باید این کارو انجام بدیم اینه که فردای روز قیامت باید در محظرخداوند پاسخگو باشیم که بازبونمون چی گفتیم چه فائیدهای داشت.چون همه اعضای بدن پیش انسان امانت و باید جوابگو باشیم.
دلیل دوم اینکه هرکسی با حرف زدن شخصیت خودش رو معرفی میکنه به قول معروف: تا مرد سخن نگفته باشد عیب هنرش نهفته باشد

یا حق
محمد بهزاد فرازنده