Sunday, September 25, 2005

پاییز






سلام دوستان این دفعه خیلی حرفی نیست چون دیدنی نه گفتنی پاییز شایدقشنگترین فصل باشه
یا حق محمدبهزادفرازنده

Friday, September 23, 2005

قلب پشیمان

این قلب سوزان من و قلب نگهبان شما
این چشم گریان من و لبهای خندان شما
این بند اندام من و دیوار اندام شما
این دست لرزان من و دست تبرسان شما
از شام تاریک دلم یادم میاد خوب خوب
اصرار چشمان من و انکارچشمان شما
ابزار عاشق ماندن است پاهای چوکوه استوار
این روی پاهای من و آن پای لرزان شما
اما دگر فهمیده ام این عاشقی بی پاسخ است
حالا دگر سنگ من و قلب پشیمان شما
شاعر:سهند
یا حق محمدبهزادفرازنده

Sunday, September 18, 2005

یا قائم آل محمد



میلاد یگانه منجی عالم بشریت صاحب عصروالزمان بر همه شیعیان و عاشقان مبارک

یا حق محمدبهزادفرازنده

Saturday, September 17, 2005

آدمهای بزرگ



دوستان امشب یه چیزی دیدم که ناراحتم کردو اونم گاهی کوچیک بودن بیش از حد آدماست.یه وقتایی آدما انقدرکوچیک میشن که از اجسام هم بی ارزش تر میشن که حتی لیاقت ترحم کردن رو هم ازدست میدن اینقدر بیچاره میشن که حرفهای یه نفردیگه احساس نابودی میکنن در حالی که نقطه درمقابل این آدمها میتونن اینقدر بزرگ بشن که همه اتفقات و آدمها در اطرافشون کوچیک بشه انوقت بزرگواری ایجاد میشه.کسانی که تمرین کردن و روحشون رو بزرگ کردن میتونن با بقیه با رئفت برخورد کنن و سریع منقلب نشن
ثبات داشته باشن و سر فرصت بهترین تصمیم رو بگیرن

انشاله که همیشه دلاتون دریا باشه و با موجهای کوچیک طوفان نشه.
یا حق محمد بهزاد فرازنده

حرف اول


سلام به دوستانی که شاید وقتی بکنن و به این وب لاگ سری بزنن من اصلا با فکر و قصد قبلی این وب لاگ رو ایجادنکردم و اتفاقی تصمیم به این کار گرفتم (اگه در وبلاگ نویسی ناشی هستم ببخشید)گاهی وقتا یه موضوع هایی به نظرم میرسه که بد نیست بقیه هم بدونن یا چیزهایی میشنوم و می خونم که ارزش نوشتن و انتقال به دیگران رو داره.به هرحال شروع میکنیم به امید خدا اگه نتیجه ای داشت ادامه میدیم اگر نه که دوستان رو اذیت نمیکنیم


یا حق محمد بهزادفرازنده